درباره انجمنغزل
سال 1360 ایران در تب جنگ میسوخت و جنگی كه به ما تحمیل شده بود، همهی جان و جهان و دنیای مردم را به آتش كشیدهبود و جوانان گروه گروه به جبههها روی میآوردند و پدر و مادرها پریشانحالت و دل به دعا كه چه خواهد شد؟
حسین، پسرم در جبههی سومار دوران خدمت سربازی را می گذراند و داوطلبانه رانندهی آمبولانس شده بود و ما هم به مانند دیگر خانوادهها طبیعیست كه در نگرانی خاص آن روزی پرتنش با تمام حواس، چشم به اخبار جبهه داشتیم. برادرزاده ام، احمد نیز در جبهه ی فاو، دانشجویی بسیجی بود و مانند دیگر از جان گذشتگان بدون هراس از مرگ و به امید پیروزی و سرافرازی، آخرین روزهای عمرش را مثل دانههای تسبیح به نخ كشیده بود. نگرانی و خبرگیری و گفتنها و شنیدنها و لحظههای نفس كشیدن و همهی امور روزمره وصل به جبهه بود و در چنین حال و هوا دوستانی دور هم جمع می شدیم و وجه مشترك این نشستهایخانگی شعر بود و شعرخوانی و آنچه ما را به ادبیات پیوند میداد. با پیشنهاد و توافق همگی تصمیم گرفتهشد كه به این دور هم بودنهای شاعرانه رسمیتی دادهشود و برنامهای و نامی و هویتی. در ابتدا جلسه ها هفتگی بود و سیار؛ به این معنا كه جلسه ی شعر هر هفته در منزل كسی تشكیل شود و اولین كسانی كه با همت آنها اولین قدم ها برداشتهشد، عبارت بودند:
زنده یاد جناب آقای دكتر سیدضیاءالدین سجادی
زنده یاد حمید عاملی (گویندهی پرسابقهی صدا و سیما)
جناب غلامحسین قرشی (شاعر)
زنده یاد ابوالقاسم حالت (كه معروف همگان است)
آقای سعید شمسانصاری (شاعر و استاد خوشنویس)
و به تدریج كسانی دیگر به این جلسات شعر پیوستند و البته ناگفته نماند كه در همان دو سه هفته ی اول با پیشنهاد و تاكید همسرم زنده یاد آقای مهندس محسن رازانی قرار شد شب های شعر به طور کلی ماهی یكبار و در منزل ما باشد و با صلاحدید استاد سجادی مقرر شد جلسه های شعر با نام انجمن ادبی غزل در آخرین یكشنبهی هر ماه پذیرای دوستان شاعر و ادبدوستان و كسانی باشد كه به نیت خدمت به ادبیات، اینجا را خانهی خود بدانند و چنین شد كه از مهرماه 1360 بدون وقفه همه ماهه جلسههای شعر كه در ابتدا نهادی كوچك و نوپا بود و اكنون وسعت معنوی آن در گسترهی سبز وپرطراوت دلهای علاقمندان هرماه از نظر كیفی و كمی رشد قابل تفسیری دارد، تشكیل شده و جالب است گفته شود گرچه حضور در این جلسهها آزاد است و نه شرط سنی دارد و نه شرط جنسی ولی اكثریت شركتكنندگان را جوانان تشكیل میدهند و چند نفری نیز در سنین نوجوانی و این چیزی نیست جز لطف خداوند كه آن نهال كوچك 28سال قبل اكنون با درك همه ی ریزهكاریهای مسئولیت سرفرازانه و با اعتماد كامل به حمایت پروردگار شعر و پرورندگان شعر، این گونه مورد توجه قرار گرفته است و لازم است گفته شود كه انجمن ادبی غزل، نهادیست صرفا فرهنگی و بدون وابستگی به شخصیتی حقیقی یا حقوقی و كاملا مستقل و استوار بر پایه های ادب و اخلاق و باید بگویم كه گرچه نام آن بنابر توصیهی مؤكد زندهیاد استاد سجادی "غزل" انتخاب شده ولی سرایش و قرائت انواع قالبهای شعری آزاد است و نهایت تلاش و دقت به كار گرفتهمیشود كه عزیزان حاضر در جلسه بتوانند سرودههای خود را در زمان مقرر شده كه از ساعت 6 تا 9 بعد از ظهر است، به سمع دیگران برسانند. مدیریت جلسه در ابتدای پیدایش به عهدهی زنده یاد حمید عاملی بود و بعد از ایشان سالیانی برادر ارجمند جناب سید كریم قنبری و بعد از ایشان هم جناب آقای علیشاه مولوی عهدهدار مسئولیت بودند و اكنون نیز ادارهی جلسه را یكی از جوانان مستعد و بالیاقت به نام آقای احسان هاشمی بر عهده دارند و بنده نیز با افتخار در خدمت عزیزان هستم و گرچه حضور در این جلسات بدون دعوت قبلی انجام می شود ولی توصیه و تمنای همیشگی این است كه همگان با درك مسئولیت اخلاقی و با توجه به اهمیت ادب كهن كشورمان به اعتلای فرهنگ و ادبیات، نهایت همت را به كار گیرند و از خداوند مسئلت دارم كه توفیق این خدمت و عبادت بی شائبه و به دور از هرگونه ریا و تظاهر را از چهاردیواری محدود و مختصر این خانه نگیرد و من غزل تاجبخش كه سهم خود را از زمان تعیین شده برای شعرخوانی، معمولا به عزیزان مهمان واگذار می كنم و تمام عشق و علاقهام به این معنا خلاصه شده كه دیگران در بهره وری و بهره رسانی سهم و لذت بیشتری داشته باشند، شعرها و نوشتههای خودم به مرور زمانی محدود در تلاش ها و آرزوها، بالغ بر یازده جلد كتاب و مقدار زیادی مقاله و تحقیق است كه به نام برخی از آنها اشاره می كنم:
1) خانهی ام ابیها
2) مجموعه شعر دلخواستهها(دلخاستهها)
3) رمان دوست نادیده
4) رمان بر بالهای پرواز
5) كتاب تحقیقی و ادبی زن، شعر و اندیشه
6) كتاب تحقیقی ــ مذهبی قلمها و سایهها
7) مجموعه شعر مامون غزل بارانهای سنگی
8) مجموعه شعر شبدرهای چهارپر
9) كتاب داستان آزادی در قلمرو سبز فنچهای سپید
10) مجموعه شعر شاپرك دیدهام آتش گرفت
11) مجموعه شعر زنی همچو من، سنگ و شقایق
و در حال آماده كردن این كتابها برای چاپ هستم:
1)مامون و قِلاغ های آغاشازده
2)ریشههای سبز
3)گوهرهای خاكی
با احترام:غزل تاجبخش
|